عطر پر رنگ چایی روضه
07 مرداد 1394 توسط دخیل
خانه پیرزن ته کوچه پشت یک تیر برق چوبی بود پشت فریاد های گل کوچک واقعا روزهای خوبی بود
پیرزن هر دوشنبه بعد از ظهر منتظر بود در زدن ها را دم در می نشست و با لبخند جفت می کرد آمدن ها را
روضه خوان محله می آمد میرزا با دوچرخه آهسته مثل هر هفته باز خیلی دیر… بیشتر »